چرا عملکرد بدون هیسترزیس و جرم متحرک کم برای برتری VCM در اتوماسیون با سرعت بالا ضروری است؟
در اتوماسیون مدرن، سرعت و دقت صرفاً ویژگیهای مطلوب نیستند؛ بلکه اغلب مشخصات اجباری هستند، بهویژه در بخشهایی مانند دستگاههای پزشکی، سیستمهای بازرسی و مخابرات. موتور سیمپیچ صوتی (VCM) به طور منحصربهفردی برای پاسخگویی به این نیازها قرار دارد، تا حد زیادی به دلیل دو پارامتر طراحی حیاتی و به هم پیوسته: عملکرد بدون هیسترزیس و جرم متحرک کم آن. سوال تعیینکننده برای معماران سیستم این است: چگونه این دو ویژگی اصلی به توان عملیاتی و دقت برتر ترجمه میشوند که فناوری VCM را از راهحلهای سنتی کنترل حرکت متمایز میکند؟
اصل جرم متحرک کم، اساس عملکرد دینامیکی VCM است. برخلاف موتورهایی که برای تبدیل چرخش به حرکت خطی به چرخدندههای پیچیده یا پیچهای سربی نیاز دارند، VCM یک محرک خطی با درایو مستقیم است. عنصر متحرک آن به سادگی مجموعه سیمپیچ است که عمداً با استفاده از مواد سبک وزن مانند آلومینیوم برای فرمدهنده سیمپیچ و سیمکشی مسی ظریف طراحی شده است.
مزیت جرم کم دوگانه است. اولاً، مستقیماً به قابلیتهای شتاب شدید VCM کمک میکند. از آنجایی که شتاب با جرم نسبت معکوس دارد، یک جرم متحرک حداقل به موتور اجازه میدهد تا تغییرات سریع و سریعی در سرعت با دقت بسیار بالا انجام دهد. این امر برای عملیات برداشت و قرار دادن با سرعت بالا یا هدایت لیزر بسیار مهم است، جایی که محرک باید دهها بار در ثانیه شروع، متوقف و جهت را معکوس کند. با به حداقل رساندن اینرسی، VCM میتواند سریعترین زمان تسویه ممکن را به دست آورد، که زمانی است که موتور برای رسیدن به موقعیت هدف نهایی خود و توقف نوسان به آن نیاز دارد. زمان تسویه سریع، عامل اصلی افزایش توان عملیاتی در فرآیندهای تولید و بازرسی است.
ثانیاً، جرم متحرک کم برای اطمینان از پایداری سیستم ضروری است. یک جزء متحرک سبکتر، هنگام شتاب یا کاهش سرعت، لرزش و شوک کمتری ایجاد میکند و استرس مکانیکی را بر روی کل پلتفرم میزبان کاهش میدهد. این امر، ورود نویز خارجی و لرزش به سیستم کنترل را محدود میکند و به حسگرهای بازخورد موقعیتیابی دقیق (رمزگذارها) اجازه میدهد تا تمیزتر و دقیقتر عمل کنند.
دومین مزیت تعیینکننده، عملکرد بدون هیسترزیس، کلید دقت و تکرارپذیری مطلق VCM است. هیسترزیس، که ناتوانی سیستم در رسیدن دقیق به همان موقعیت دستور داده شده هنگام نزدیک شدن از جهتهای مخالف است، در درجه اول ناشی از اصطکاک و لقی در سیستمهای انتقال مکانیکی است. به عنوان مثال، شکاف جزئی در یک مجموعه چرخدنده یا اصطکاک لغزش-لغزش در یک درایو پیچ توپی، یک ناحیه مرده ایجاد میکند که سیستم سروو باید بر آن غلبه کند و باعث خطای موقعیتی میشود.
VCM ذاتاً این مشکلات را از بین میبرد زیرا خود تولید نیرو غیر تماسی و کاملاً الکترومغناطیسی است. هیچ چرخدندهای برای اتصال، هیچ پیچی برای فرسودگی و هیچ تماس لغزشی مستقیمی بین سیمپیچ و میدان مغناطیسی وجود ندارد. در مراحل VCM با دقت بالا، سیمپیچ متحرک توسط مکانیسمهای تخصصی هدایت میشود که اصطکاک کمی یا صفر ایجاد میکنند. اینها اغلب شامل نوارهای فلزی نازک و بسیار انعطافپذیر هستند که به عنوان یاتاقانهای انعطافپذیر یا، برای بالاترین سطح عملکرد، یاتاقانهای هوا شناخته میشوند. انعطافپذیری، حرکت سیمپیچ را با سفتی جانبی بالا اما مقاومت نزدیک به صفر در برابر حرکت محوری هدایت میکند و هم اصطکاک و هم لقی مکانیکی را از بین میبرد.
علاوه بر این، بسیاری از VCMهای پیشرفته از طراحی بدون هسته (بدون آهن در مجموعه سیمپیچ) استفاده میکنند. این ویژگی، هیسترزیس مغناطیسی را که ناشی از اثرات مغناطش باقیمانده در مواد آهنی است، از بین میبرد. با حذف تمام منابع اصلی اصطکاک و اثرات باقیمانده مغناطیسی، VCM تضمین میکند که برای هر جریان ورودی و موقعیت دستور داده شده، پاسخ موتور کاملاً قابل پیشبینی و مستقل از تاریخچه حرکت اخیر آن است. این امر برای سیستمهای موقعیتیابی مطلق که در آن موتور همیشه باید به همان نقطه مرجع با تکرارپذیری در سطح میکرون بازگردد، مانند تجهیزات اندازهگیری یا کالیبراسیون، حیاتی است.
در نتیجه، عملکرد دینامیکی و دقت برتر موتور سیمپیچ صوتی از معماری منحصربهفرد آن جداییناپذیر است. جرم متحرک کم، پایه فیزیکی لازم را برای شتاب شدید و زمانهای تسویه سریع فراهم میکند و از حداکثر توان عملیاتی اطمینان میدهد. همزمان، عملکرد بدون هیسترزیس که توسط طراحی غیر تماسی و درایو مستقیم تضمین شده است، دقت و تکرارپذیری مطلق را در طول عمر موتور تضمین میکند. این ویژگیها با هم، VCM را به راهحل بهینه و اغلب تنها راهحل برای برنامههایی تبدیل میکند که در آن سرعت بالا و دقت در سطح میکرون باید همزیستی داشته باشند.

